مدیریت منابع انسانی

human_resource-2

اولین بار که نام مدیریت منابع انسانی را شنیدم، برداشتم این بود که مدیریتِ منابعی مرتبط با انسان است! و یا منابعی که برای انسان وجود دارد!
دیگر نمیدانستم که انسان نیز منبعی است از هر آنچه که به صورت بالقوّه به او داده شده و به صورت بالفعل در توانایی ها، مهارت و دانش و تجربیات او قابل مشاهده و بررسی است.

حال هر یک از ما، منبعی هستیم برای خودمان، اطرافیان مان، شرکت و سازمان مان، خانواده ما، جامعه ما و برخی افراد نیز منابعی شده اند برای جامعه برشی و جهانی؛ که با عناوین بزرگان تاریخ، دانشمندان، اندیشمندان و… می شناسیم.

همانطور که پیش از این نیز در مدیریت سرمایه اشاره شد، انسان یک سرمایه است. سرمایه‌ای که نیاز است برایش سرمایه‌گذاری کرد؛ نه هزینه!
زیرا هزینه بهایی است که بدون خواست و انتظار سود پرداخت می‌شود. اما سرمایه‌گذاری با هدف و انتظار سود است که انجام می‌گیرد.

انسان برای استفاده بهینه از توانایی‌ها، مهارت و دانش خود و کسب منافع و سود بیشتر، لازم است که خود را مدیریت کند؛ و در مراتبی حتی اطرافیان خویش را نیز مدیریت نماید.

مدیریت برای شناسایی درست پتانسیل و استعدادها، توانمندی‌های خویش؛ انتخاب برای به کار گرفتن درست استعداد و توانمندی‌ها، دانش و تجارب خود در کسب منافع بیشتر و جدید؛ تربیت و پرورش برای رشد، تعالی و خود شکوفایی خویش است.

هر یک از ما نیز می‌توانیم مدیریت را برای خود تجربه کنیم؛ و اگر این توانمندی را در خود می‌بینیم که بتوانیم به اطرافیانمان در مدیریت این سرمایه انسانی‌ کمک کنیم، مدیریت منابع انسانی از جمله تجارب ما خواهد بود.

در موقعیت خانواده، مدیریت منابع و سرمایه‌های انسانی به صورت یک رویه و روشی غیر رسمی است که تفکّر، رفتار و عملکرد ما را تحت الشعاع قرار می‌دهد؛ و در موقعیت سازمان ماهیتی رسمی داشته و ساختارمند عمل می‌شود. اینجاست که مدیریت منابع انسانی به صورت علمی تعریف می‌گردد.

هدف از این گفته ها، رسیدن به تعاریف علمی مدیریت منابع انسانی و مشروح آن نیست؛ بلکه علاقمندم شما را با اهمیت این موضوع آشنا نموده و به ابعاد اصلی آن برای آگاهی و توجه به سرمایه‌های انسانی خویش، بنگریم.

از جمله فعالیتهایی که در مدیریت تعیین و تعریف می‌شود، ارزیابی و دریافت بازخورد در فرایند انجام آن است. انسان از بدو خلقت با ارزیابی و بازخورد دادن آشنا شده است؛ اینکه انسانها در مقابل تمام اعمال شان پاسخگو هستند و روز حسابی خواهیم داشت. اینکه انسان در زندگی همواره مورد امتحان قرار می‌گیرد؛ و درس هایی که از زندگی می‌گیریم، تجارب ما هستند.

بنابراین لازمه‌ی رشد و پرورش انسان، ارزیابی نمودن خویش و بازخورد گرفتن از تفکّر، رفتار و عملکرد خویش است. لازم است که با روش‌هایی درست، در مدت زمانی مناسب و متناسب با هدف از ارزیابی خود در موقعیت‌های مختلف و روال متناسب با آن، انجام دهیم (مثل بحث و گفتگو در حیطه تفکرات و اندیشه‌ها، مطالعه و دانستن، روانشناسی و شناخت خویش، بررسی عملکرد و رفتارها طبق اصول و استانداردهای علمی).

اگر بازنگری و ارزیابی برای خود و اطرافیانمان را کاسته و کمتر توجهی به آن داشته باشیم، به تدریج از شرایط روز عقب مانده و از رشد، پرورش، توسعه و تعالی خویش غافل می‌شویم. شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که اگر در پایان یک سال و تحویل سال جدید، فرصت و موقعیت بازنگری و تأمل در یک سال گذشته را برای خود فراهم نکرده باشیم، اشتباهات و روال گذشته را بار دیگر تجربه کرده و احساس خوشایند و یا رضایت از خود نداشته‌ایم.

می‌خواهم این را بگویم که مدیریت منابع انسانی مختص سازمانها و الزاماً با شرایطی رسمی نیست؛ بلکه هر یک از ما می‌توانیم مدیر خویش باشیم و سرمایه اصلی خود را مدیریت کنیم. همانطور که گفتم برای مدیریت خود از شناخت خویش آغاز کنید، با انتخاب هر یک از توانمندی‌ها و مهارتهای خویش برای موقعیت و شرایط مناسب، آن را به کار گرفته و از خود نیز بازخورد بگیریم. در صورت لزوم اصلاحاتی داشته و مجدد با گام‌هایی رو به جلو برای رشد، توسعه و تعالی آغاز کنیم.

سلامت، پیروز و سربلند باشید.

پی نوشت: برای مطالعه و دانستن بیشتر درباره این موضوع منابع ذیل نیز پیشنهاد می شود:

– کتاب مدیریت منابع انسانی، نوشته اسفندیار سعادت.

– کتاب پرورش راهبردی منابع انسانی، نوشته جان والتون، ترجمه ناصر میرسپاسی و داریوش غلام زاده

– وب سایت متمم (محل توسعه مهارت های فردی و شغلی من)