رفتار سیستم و تغییر در سیستم ها

system

 در بخش اول از تفکر سیستمی درباره سیستمی فکر کردن توضیح داده شد و به آن پرداختیم؛ و اینکه سیستم چگونه عمل میکند و در نگاه کلی دارای چه اجزایی است و روابط متقابل میان اجزاء چگونه است نیز شرح داده شد.

در این بخش قرار شد، به رفتار سیستم و تغییرات در سیستم پرداخته شود. لذا اجازه دهید بحث رفتار سیستم ها را با یک سوال شروع کنم:

چرا سیستم ها بسیار خوب کار میکنند؟

به طور کلی، سه ویژگی برجسته و خاص سیستم ها “برگشت پذیری”، “خودسازمان دهی” و “سلسله مراتب” است.

برگشت پذیری با تعریف معمول قابلیت بازگشت یا جهش به شکل و موقعیت اول است که نقطه مقابل برگشت پذیری، سختی و انعطاف ناپذیری است. بدن انسان مثال بسیار دقیق و شگفت از یک سیستم برگشت پذیر است.

حال این سیستم پرگشت پذیر (مثال: بدن انسان) با یک هوش خود- سازمانده همراه است که می تواند یاد بگیرد و متناسب با جامعه شود، فن آوری ها را طراحی کند و حتی اعضای بدن را منتقل کند. پس شما یک سیستم برگشت پذیر قدرتمند دارید؛ اگر چه فنا ناپذیر نیست.

نکته قابل توجه آن است که، سیستم ها نباید تنها برای بهره وری یا پایداری مدیریت شوند. آنها همچنین به مدیریت برای برگشت پذیری نیاز دارند. توانایی بهبود یافتن بعد از اختلال، توانایی ترمیم یا اصلاح خودشان.

یکی از جالب توجه ترین ویژگی های برخی از سیستم های پیچیده توانایی آنها در یادگیری، تنوع آفرینی، پیچیده سازی و تکامل است. مثل تولید کردن پیچیدگی خارق العاده یک وزغ بالغ، یا مرغ یا انسان از خودش است. چنین ظرفیتی در یک سیستم که ساختار خویش را پیچیده تر سازد، خود-سازماندهی نام دارد. ما خود- سازماندهی را در زمانی که یک بذر جوانه می زند، یا کودکی صحبت کردن را می آموزد و.. می یابیم.

مشابه برگشت پذیری، خود- سازماندهی برای اهداف کوتاه مدت بهره وری و ثبات، اغلب قربانی می شوند. بهره وری و ثبات، توجیهات رایج برای تبدیل موجودات خلاق بشری به الحاقات مکانیکی فرایند تولید، هستند. یا برای کاهش تنوع ژنتیکی گیاهان زراعتی.

خود- سازماندهی به آزادی و آزمایش و مقدار مشخصی از بی نظمی نیاز دارد. به طور مثال، سیستم های تربیتی ممکن است قدرت های خلاق بچه ها را به جای تحریک کردن، محدود سازند.

یکی از مواردی که یک سیستم خود- سازمانده تولید می کند، سلسله مراتب است. آرایشی از سیستم ها و زیرسیستم ها، سلسله مراتب نامیده می شود.

لذا برگشت پذیری، خود- سازماندهی و سلسله مراتب سه مورد از دلایلی هستند که باعث می شوند سیستم های پویا، بسیار خوب کار کنند.

رفتار یک سیستم، عملکرد آن در گذر زمان است. رشد، رکود، نقصان، نوسان، تصادفی بودن یا تکامل آن با گذر زمان، رفتار یک سیستم را شکل می دهد.

وقتی یک فرد به روش سیستمی فکر می کند، یا با مشکلی برخورد میکند، اولین کاری که انجام می دهد گشتن به دنبال داده ها، نمودارهای زمانی و گذشته ی سیستم است. این بدین دلیل است که رفتار بلندمدت سیستم، شواهدی برای درک ساختار سیستم فراهم می کند. ساختار یک سیستم، کلید درک آن سیستم است؛ نه تنها برای آنچه در حال رخ دادن است، بلکه برای چرایی آن.

قدرتمندترین راه ها برای تأثیرگذاشتن بر رفتار یک سیستم از طریق قصد (Purpose) و یا هدف (Goal) است. سیستم ها تمایل دارند که دقیقاً و فقط همان چیزی را که شما از آنها خواسته اید تولید کنند. مراقب چیزی باشید که از آنها می خواهید تولید کنند.

چگونه ساختار سیستم ها تغییر میکند و چگونه تغییر در رفتار سیستم ایجاد می گردد؟

نقاط اهرمی در سیستم ها وجود دارند که یک تغییر کوچک در نقاط اهرمی سیستم ها موجب یک جابه جایی بزرگ در رفتار سیستم می شود. نقاط اهرمی، راه هایی هستند که بدون زحمت منجر به رفع مسأله یا غلبه بر موانع عظیم در سیستم می شوند.

لازم است که ما نه تنها وجود نقاط اهرمی را باور کنیم، بلکه می خواهیم بدانیم اینها در کجا قرار گرفته اند و چگونه به آن دسترسی خواهیم یافت؟.

نقاط اهرمی، نقاط قدرت در سیستم هستند که بسیاری از مواقع شهودی نیستند؛ یا اگر باشند ما اکثراً از آنها برعکس استفاده می کنیم و به طور سیستماتیک هر مشکلی را که در تلاش برای حل آن هستیم، بدتر میکنیم.

البته لازم است تاکید شود که هیچ فرمول راحت یا سریعی برای پیدا کردن نقاط اهرمی در سیستم های پیچیده و پویا، تا اینجا یافت نکرده ام که به شما بیان شود.

دقت شود که، نقاط اهرمی به خصوص در سیستم های پیچیده، به شدت خلاف شهود هستند. زمانی که یک نقطه ی اهرمی سیستم را می یابیم به سختی آن را باور میکنیم. در کنار آن کلی گویی درباره ی سیستم های پیچیده خطرناک است. چرا که، هر چه سیستم ها پیچیده تر می شوند رفتار آنها نیز غافلگیر کننده تر می شود.

ساختار فیزیکی در یک سیستم، عاملی بحرانی است. اما به ندرت یک نقطه اهرمی است. چرا که تغییر آن به ندرت ساده و سریع است.

نقطه اهرمی در درجۀ اول در طراحی صحیح است. بعد از آنکه ساختار ساخته شد، اهرم در پی بردن به محدودیت ها و گلوگاه های آن و استفاده از آن با حداکثر بهره وری و بازداشتن آن در سیستم، از نوسانات یا افزایشاتی است که به ظرفیت اش فشار وارد می آورد.

تأخیرات موجود در حلقه های بازخورد در سیستم، تعیین کننده های کلیدی در رابطه با رفتار سیستم هستند. اما واقعیت این است که تأخیرات به راحتی تغییرپذیر نیستند. اگر در سیستم شما، تأخیر قابل تغییری وجود دارد، تغییر آن می تواند منافع زیادی داشته باشد. مواظب باشید! مطمئن شوید که آن را در جهت درست تغییر دهید!

قوانین در سیستم، نقاط اهرمی مهمی هستند. قدرت بالای قوانین قدرت واقعی است. اگر می خواهید عمیق ترین خطاهای عملکردی یک سیستم را بفهمید، به قوانین آن و کسی که بر آنها قدرت دارد، توجه کنید.

عجیب ترین کاری که سیستم های زنده و برخی از سیستم های اجتماعی می توانند انجام دهند، تغییر کامل خودشان توسط خلق ساختارها و رفتارهای به کلی جدید است؛ که در سیستم های بیولوژیکی و یا علوم زیستی، تکامل نامیده می شود. در علوم انسانی، پیشرفت تکنیکی یا انقلاب اجتماعی نامیده می شود. در علوم سیستمی، خود- سازماندهی خوانده می شود.

سیستمی که می تواند تکامل یابد، در برابر تقریباً هر گونه تغییر میتواند با تغییر خود، دوام آورد.

نکته دیگر اینکه، هر چه نقطۀ اهرمی در جای بالاتری (موقعیت و شرایط بالاتر) باشد، سیستم در مقابل تغییر آن مقاومت بیشتری می کند. به همین دلیل است که جوامع اغلب، انسان های روشن اندیش حقیقی را از بین می برند!

برای دسترسی به نقاط اهرمی، شما ناچارید که سخت روی آن کار کنید و بر آن چیره شوید. سخت کار کردن و چیرگی، بیشتر از اینکه به سخت گیرانه تجزیه و تحلیل کردن سیستم و مرتبط با فشار آوردن بر نقاط اهرمی باشد، به این مسأله ربط دارد که به طور استراتژیک، ماهرانه و سرخوشانه با سیستم برقصیم و با آن همراه شویم.

توجه داشته باشید که سیستم ها (خودسازمانده، غیرخطی یا حلقوی و بازخوردی) قابل کنترل نیستند. آنها در کلی ترین حالت، قابل فهم هستند.

آینده قابل پیش بینی نیست؛ اما می توان آن را ترسیم کرد و با علاقه آن را آفرید. می توان آنها را طراحی و بازطراحی نمود.

“ضربان سیستم را دریابید”

پیش از آنکه در سیستم به هر نحوی دست به کاری بزنید، ببینید که چگونه رفتار میکند. آغاز کردن از رفتار سیستم شما را مجبور می کند تا روی حقایق متمرکز شوید؛ نه روی تئوری ها. این کار شما را از اینکه با سرعت زیادی درون عقایدتان یا تصورات غلطتان یا عقاید و تصورات غلط دیگران سقوط کنید، حفظ می کند.

“بر تاریک خانه ی مدل های ذهنیتان نور بتابانید”

مدل خود را از ذهنتان بیرون آورید. جایی که قابل دیدن باشد. از دیگران دعوت کنید که مفروضات شما را به چالش بکشند و مفروضات خود را به آن بیفزایید. همه آنها را به عنوان موارد محتمل در نظر بگیرید. تا زمانی که شواهدی بدست آورید که منجر به حذف آنها شود.

رهنمودهایی برای زندگی کردن در دنیایی از سیستم ها:

۱- ضربان سیستم را دریابید.

۲- بر تاریک خانه ی مدل های ذهنیتان نور بتابانید

۳- اطلاعات را ارج نهید، به آن احترام بگذارید و آن را توزیع کنید.

۴- از زبان، با احتیاط استفاده کنید و آن را با مفاهیم سیستمی غنا بخشید.

۵- به چیزی که مهم است توجه کنید، نه فقط چیزی که قابل اندازه گیری است.

۶- برای سیستم های بازخوزدی سیاست های بازخوردی اتخاذ کنید.

۷- در جهت مصلحت همگانی حرکت کنید.

۸- به خِرَد سیستم گوش فرا دهید.

۹- مسئولیت را درون سیستم قرار دهید.

۱۰- متواضع بمانید- شاگرد بمانید.

۱۱- پیچیدگی را گرامی بدارید.

۱۲- افق های زمانی را گسترده سازید.

۱۳- رشته های علمی را به چالش بکشید.

۱۴- مرز توجهات خود را گسترش دهید.

۱۵- اهداف نیک را فرسایش ندهید.

در پایان سخن، از اینکه توضیحات بسیاری داده شد برای جامع و مانع بیان نمودن این بخش بوده است؛ و از اینکه صبورانه مرا تحمل نمودید، بسیار سپاسگذارم.

پیوست:

در صورت احساس نیاز به مطالعات گسترده تر و کسب اطلاعات بیشتر در این حوزه، از جمله وب سایت ها www.donellameadows.org و www.tinkingsystems.org است که معرفی می گردد. 

تفکر سیستمی و سیستمی فکر کردن…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *